خانه / مقالات / حسابداری ذهنی و درک تصمیمات مالی

حسابداری ذهنی و درک تصمیمات مالی

حسابداری ذهنی و درک تصمیمات مالی

 

مواجهه افراد با مسائل مالی و نحوه عملکردشان در تصمیمات اقتصادی یکی از مسائل مهم، چالش برانگیز و البته بسیار جذاب برای تحلیلگران و سیاست گذاران بوده واست. تئوری های کلاسیک و متداول اقتصادی تصمیمات افراد را تصمیماتی منطقی و بر روی نقاط بهینه در نظر می گیرند و سایر نظریات رفتاری و اقتصادی را بر پایه آن مطرح می کنند (مانند تئوریهای مصرف کننده کلاسیک و متداول). حال آنکه پا گذاشتن در دنیای واقع و بررسی عملکرد واقعی انسان ها در تصمیمات پولی و مالی روزمره نشان می دهد که بخش عمده ای از رفتارهای مالی، رفتارهای منطقی به معنی علمی آن نیست؛ بلکه ناشی از فرضیات دیگری است که افراد در ذهن خود بر مبنای عوامل تصمیم ساز دیگری به جز منطق مدنظر در متون اقتصادی، می گیرند. البته این نکته را نباید فراموش کرد که تئورهای کلاسیک و متداول موجود بخش زیادی از رفتارهای مصرف کنندگان و خریداران را توضیح داده است و می دهد اما بر هیچ کس پوشیده نیست که تحلیل بر مبنای این تئوری نمی تواند تحلیلی کامل و توضیح دهنده باشد. از همین رو در دو سه دهه اخیر شاخه ای از علم تحت عنوان اقتصاد رفتاری و مالی رفتاری شکل گرفته است که جایی در میان رشته های مالی و اقتصادی از یک سو و روانشناسی و رفتارشناسی از سوی دیگر نشسته است.

 

حسابداری ذهنی چیست؟

یکی از تئوری هایی که توانسته است بخشی از رفتار مصرف کنندگان، خریداران و به طور کلی رفتاری مالی و تصمیمات اقتصادی افراد را توضیح دهد تئوری حسابداری ذهنی است. بر اساس این تئوری افراد در تصمیمات مالی خود براي ارزیابی هر تصمیم، حسابی جداگانه در ذهن باز میکنند و سعی میکنند عواقب هر تصمیم (مثبت یا منفی) را به تنهایی بررسی کنند. به این ترتیب از یک نگاه کلی به مجموعه تصمیمات خود (شبیه پورتفوي) باز میمانند و ممکن است تصمیماتی بگیرند که منجر به حداکثرسازي ثروتشان نشود.

بنابراین حسابداري ذهنی مجموعه ای است از عملیات آگاهانه که توسط فرد و خانوارها براي سازماندهی، ارزیابی و ردیابی فعالیتهاي مالی مورد استفاده قرار می گیرد. براي آشنایی بیشتر با مقوله حسابداري ذهنی به مثال زیر توجه کنید: شخصی یک ساعت را به قیمت 500 هزار تومان در یک فروشگاه می پسندد، اما او به دلیل اینکه احساس میکند خرید نامعقول است از خرید ساعت منصرف می شود. ماه بعد این ساعت را از همسرش به عنوان هدیه تولد دریافت می کند. او و همسرش حساب هاي بانکی مشترك دارند با این وجود شخص احساس رضایت کامل دارد. تحلیل حسابداري ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش ساعت را خریداري میکرد علاوه بر 500 هزار تومان، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی براي احساس رضایت کامل می باشد.

 

 

سه جز وابسته در حسابداری ذهنی

به طور کلی سه جز وابسته در حسابداری ذهنی وجود دارد. نخستین جز “کدگذاری است” که به چگونگی قالب بندی نتایج می پردازد. برای مثال در مقایسه با پول به دست آمده از کارهای سخت و عادی مبالغ ناشی از سود غیر منتظره مانند یک بخت آزمایی در حسابهای ذهنی اهمیت کمتری دارد و آن را راحت تر خرج می کنیم. جز دوم “طبقه بندی” است: یعنی افراد ذاتا تمایل دارند حساب هایی مانند درآمدهای عادی در برابر سودهای بادآورده و نیز مصارف ضروری در برابر مصارف لذت بخش را طبقه بندی کنند. و جز سوم ارزیابی است که به تواتر ارزیابی حساب های ذهنی در قالبهای روزانه و هفتگی و ماهانه و … می پردازد. هر چه دوره تواتر ذهنی افراد کوتاهتر باشد تصمیمات هزینه ای افراد برای مخارج غیرضروری سریعتر اتخاذ می شود.

 

کاربردهای حسابداری ذهنی

و سخن پایانی اینکه بر اساس موازات موجود بین حسابداری ذهنی و گزارشگری مالی، زمینه های مهمی وجود دارد که می تواند با تئوری حسابداری ذهنی به وسیله محققان در قالب مثال های عینی و کاربردی  جهت راهنمایی آنان توضیح و بسط داده شود که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: 1- کاربردها برای سرمایه گذاران در بازارهای سهام، 2- کاربردها برای تدوین کنندگان استانداردها و 3- کاربردها برای تهیه کنندگان گزارش های مالی. بنابراین حسابداری ذهنی در نهایت می تواند پاسخگوی بسیاری از ابهامات و پرسش های موجود در حوزه مختلف مالی، اقتصادی و حسابداری باشد که نیازمند مطالعه و تحقیقات بیشتر توسط کارشناسان مالی، حسابداری و اقتصادی است.

مطلب پیشنهادی

چرا هزینه های مرده را باید نادیده گرفت؟

هزینه‌های مرده بسیاری بر این باورند که ایالت متحده به این دلیل به جنگ بیهوده‌اش …

2 دیدگاه

  1. با سلام و تشکر از وبسایت خوبت که مسائل اقتصاد واقعی و کاربردی و همچنین بروز رو به مخاطبین آموزش میده، ضمنا به نظر بنده حسابداری ذهنی میتونه شامل نوع و زاویه دید وراث نسبت به دارایی های ماترک متوفی هم بشه (حداقل در فرهنگ کشور ما) و اینکه چون وراث، تملک دارایی های ناشی از ارث رو چیزی شبیه به مال باد آورده میدونن و در ارزیابی ارزش و فروش اونها حساسیت و وسواس کمتری نشون میدن.

    • بله دقیقا همینطور هست! در ساختار طبقاتی ذهن برای دسته بندی هزینه ها، پول های بادآورده راحت تر هزینه می شوند و بیشتر در معرض ولخرجی و قمار قرار می گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *