خانه / برنامه ریزی مالی / تنفس در یک اقتصاد تورمی

تنفس در یک اقتصاد تورمی

تنفس در یک اقتصاد تورمی، شرایط خودش را دارد و حتی شاید بتوان گفت نیاز به تنفس مصنوعی دارد. توجه وسواس گونه به نرخ بهره واقعی، ایجاد بدهکاری های اصولی، پرهیز از سنگین شدن مطالبات و نچرخیدن بین بازارها همگی از مهمترین راهکارهایی هستند که به کار می آیند و من نامشان را می گذارم اصول زندگی در یک اقتصاد تورمی !

نه سرمای شدید هوا در زمستان و نه گرمای طاقت فرسای تابستان، هیچکدام چرخ زندگی را از حرکت باز نمی دارند. اگر چه نه سرمای زیاد مطلوب است و نه گرمای جانسوز؛ اما چنانچه انتظارشان را از قبل بکشیم و بر اساس یک قاعده آب و هوایی در ماه های مشخصی از سال انتظار سرمای زمستان و گرمای تابستان را داشته باشیم، مطابق با انتظارمان مهیا می شویم و خود به خود بخشی از سختی ها خنثی می شوند. زمانی چرخ زندگی از حرکت باز می ایستد که اتفاقی غیر قابل پیش بینی و خارج از قاعده های تجربی گذشته برایمان رخ دهد مثلا سرمایی که در تابستان بیاید یا گرمایی که در زمستان. داستان اقتصاد هم همین است. تاریخ اقتصاد کشورها پر است از دوران رکود و رونق. اقتصاددانان اسم این رکودها و رونق ها را می گذارند چرخه های رکود و رونق. اقتصادها گاهی در دوران رکود به سر می برند و گاهی رونق و بر اساس الگویی تقریبا تکرار شونده شکل گرفته اند. به همین دلیل است که شاید شنیده باشید که ارزش پول یک کشور چه پایین باشد و چه بالا شاید چندان مهم نباشد و مهمتر از ارزش پول، حفظ ارزش پول است که اهمیت دارد و یا به بیان دقیق تر ثبات ارزش پول است که اهمیت دارد؛ حال این عدد پایین باشد یا بالا. مهم این است که ثبات داشته باشد و اگر کمی راحت تر بخواهم بگویم آینده اقتصاد قابل پیش بینی باشد.

شاید مهمترین شاخصه اقتصاد ایران در دهه های گذشته، عدم ثبات در شاخص های اقتصادی کشور است. رشد اقتصادی ایران هرگز روندی صعودی پایداری نداشته است و مدام در نوسان مثبت و منفی بوده است. تورم هرگز به منطقه ای امن و پایدار نرسیده است. نرخ ارز و برابری ارزش ریال در مقابل سایر ارزها مدام در حال تغییر است و مهمتر از خود تغییر، تکانه های ناگهانی و غیرقابل پیش بینی آن است و همین مسئله است که باعث می شود اقتصاد و مسائل مالی که به خودی خود یکی از دغدغه های اساسی انسان امروز در جهان است، در کشور ما به موضوعی جدی تر تبدیل شود و بخشی زیادی از پهنای باند ذهن ما را به خود اختصاص دهد. دغدغه جا نماندن از تورم، کاهش قدرت خرید و خیلی دغدغه های دیگر به روزمره هایی تبدیل می شوند که نه تنها ذهن را درگیر می کنند بلکه اگر نتوانیم در خنثی سازی و مقابله با آنها موفق شویم می تواند به یاس و ناامیدی تبدیل شود. چرخیدن پول خانوارها یک روز در دلار، یک روز در طلا، یک روز در بورس، یک روز در ثبت نام خودرو و روزی دیگر در رمزارزها شاهد همین مسئله است. من در این مقاله سعی دارم تا درباره زندگی و کار در این شرایط اقتصادی بنویسم و در قالب چند توصیه سعی کنم تا روشی بهینه تر در مواجهه با این شرایط اقتصادی را ترسیم کنم. چه شما صاحب یک کسب و کار باشید و چه نباشید درگیر مسائل مالی و اقتصادی هستید. بخشی از دنیای مالی به کسب و کارها بر می گردد و بخشی از مهم از آن مدیریت مالی زندگی است. نکاتی که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد هر دو زمینه را در بر خواهد گرفت. تنفس در یک اقتصاد تورمی، شرایط خودش را دارد و به عبارتی نیاز به تنفس مصنوعی است. جدی گرفتن نرخ بهره واقعی، بدهکاری های اصولی، پرهیز از سنگین شدن مطالبات و نچرخیدن بین بازارها همگی از مهمترین ابزاهایی هستند که به کار می آیند و من نامشان را می گذارم تنفس مصنوعی!

 

نرخ بهره و سود را واقعی” ببینید!

اگر امروز از شما سوال شود که سپرده گذاری در بانک چقدر سود دارد احتمالا شما پاسخ می دهید مثلا بیست درصد سالیانه. (البته این نرخ اخیرا برای سپرده های بلندمدت افزایش یافته است). یعنی اگر صد میلیون در بانک سپرده گذاری کنید، بعد از یکسال شما صاحب صد و بیست میلیون تومان هستید و این یعنی بیست درصد سود. اما واقعیت این است که این بیست درصد factorynoob.com اصطلاحا سود “اسمی” است و واقعی نیست. سود واقعی آن سودی است که نرخ تورم و کاهش ارزش پول هم در آن دیده شده باشد. تورم را باید از نرخ سود اسمی کم کرد. اگر سود بانکی بیست درصد است و نرخ تورم پنجاه درصد، آنگاه سود واقعی سپرده گذاری در بانک برابر می شود با منفی سی درصد. بنابراین همیشه حواستان باشد در اقتصادهای تورمی خیلی باید مراقب این بود که سود سرمایه گذاری که می کنیم بالاتر از نرخ تورم باشد وگرنه ما در حال یک سرمایه گذاری با نرخ سود منفی هستیم و نرخ سودهای اسمی هرگز بیانگر بازدهی واقعی نیستند.

 

پول یخ است و تورم گرما!

پول در طول زمان ارزش خود را از دست می دهد. یک میلیون تومان سال گذشته قطعا از یک میلیون تومان امروز قدرت خرید بیشتری داشته است. با یک میلیون تومان یک سال پیش 4 کیلو گوش قرمز می دادند و با یک میلیون تومان امروز 2 کیلو گوشت و این یعنی پول در طول زمان ارزش خود را از دست می دهد؛ درست مانند یخی که آب می شود. اما هر چه گرمای هوا بیشتر باشد، این یخ زودتر آب می شود. در اقتصاد، تورم همان گرمای هوا است. هر چه تورم بیشتر باشد روند کاهش قدرت خرید پول بیشتر می شود. به عنوان یک نکته مهم اقتصادی، در اقتصادهایی مانند اقتصاد کشور ما که دمای هوا بالاست یا به عبارت بهتر تورم در این اقتصاد بالاست، نگهداری پول نقد حکم نگهداری یخ در هوای گرم را دارد و باید از آن گریزان بود. نگهداری پول نقد در اقتصادهایی با تورم بالا اشتباهی مهلک است و تبدیل پول های نقد به یکی از انواع دارایی (طلا، سهام شرکت های بورسی، ملک و ساختمان و یا سرمایه گذاری در یک کسب و کار مطمئن و … ) یک استراتژی حیاتی به حساب می آید.

 

بدهکاران برنده و بستانکاران بازنده!

معمولا در اقتصادهای تورمی، کسانی که پول قرض می دهند می بازند و کسانی که قرض می گیرند و با پول قرضی اشان سرمایه گذاری می کنند برنده هستند. به همین دلیل خیلی ساده است که در کشور ما وام گرفتن از بانک همیشه یک امتیاز مهم به حساب می آید و کسانی که می توانند با سیستم بانکی کار کنند و از آن وام بگیرند و با وام هایشان کار کنند، معمولا از نظر مالی و اقتصادی عملکردهای موفقی دارند. فرض کنید سرمایه گذاری در بازار سرمایه سالیانه به شما 50 درصد سود می دهد و بانک هم بابت وامی که به شما می دهد از شما بیست درصد سود می گیرد. بسیار واضح است که اگر نرخ سود سرمایه گذاری ما بیش از نرخ سود وام بانکی باشد، ما در حال برنده شدن هستیم.

به همین دلیل است که در اقتصادهای تورمی همچون اقتصاد کشور ما، قرض گرفتن با نرخ معقول می تواند حکم اهرم داشته باشد و یا به بیان ساده تر می تواند حکم یک جفت بال برای پرواز داشته باشد. در این شرایط اقتصادی اکتفا کردن به منابع خودمان، اگر چه ریسک را تا حد زیادی کاهش می دهد اما واقعیت این است اجازه پرواز را هم می گیرد. البته نکته مهمی که از سوی مشاوران سرمایه گذاری بسیار مطرح می شود این است که پول ناشی از استقراض نمی تواند انتخاب درستی برای سرمایه گذاری باشد چرا که ریسک زیادی دارد و به همین دلیل است که این استقراض باید اصولی باشد و سرمایه گذاری که در ادامه آن صورت می پذیرد همراه با ریسک مدیریت شده باشد. تورم همانقدر که می تواند ویرانگر باشد، اما چنانچه با آن درست برخورد کنیم، کاملا قابل کنترل و حتی گاهی از اوقات قابل استفاده هم می شود. بنابراین استقراض با نرخ متعادل، یک استراتژی درست در اقتصادهای تورمی به حساب می آید. چه شما قصد مدیریت مالی زندگی خود را داشته باشید چه در فضای کسب و کار و کاسبی باشید؛ تفاوتی نمی کند!! استقراض یا تامین مالی با نرخ سود خوب، عالی است.

 

سرمایه درگردش شما کجا جمع شده است؟

چهارمین نکته ای که در این شرایط اقتصادی باید به آن توجه کرد بیشتر مختص اهالی کسب و کار است. مدیریت سرمایه در گردش اساس مدیریت مالی یک کسب و کار است و یکی از مهمترین آیتم هایی است که بقا و پیشرفت یک کسب و کار را تضمین می کند. سرمایه در گردش حکم خون در رگهای بدن یک انسان را دارد و ضامن بقا است. سرمایه در گردش حاصل تفریق بدهی های جاری از دارایی های جاری است؛ یعنی مجموع موجودی انبار، نقدینگی شرکت و مطالبات (دارایی های جاری) منهای مجموع بدهی های شرکت به افراد و تامین کنندگان و … (بدهی های جاری). فرض کنید این سرمایه در گردش برای یک شرکت یک میلیارد است. حالا سوال این است که این عدد خوب است یا بد؟ پاسخ این است هم می تواند خوب باشد و هم بد و مهم این است که این یک میلیارد در کجا و در کدام آیتم قرار گرفته است.

به طور طبیعی هر چه این سرمایه در گردش در دپوی مواد اولیه باشد مطلوب تر است و در مقابل هر چه در مطالبات مدت دار ما از دیگران باشد نامطلوب تر است چرا که ما در یک اقتصاد تورمی هستیم و در اقتصاد تورمی قدرت خرید پول در حال کاهش مداوم است. همانطور که بارها اشاره کردیم تنفس در یک اقتصاد تورمی، شرایط خودش را دارد و به عبارتی نیاز به تنفس مصنوعی است. بالا بودن میزان مطالبات و طلب های ما از دیگران و مدتی فروختن به مشتریان در شرایط تورمی منجر به باخت و شکست کسب و کار می شود. تورم قدرت خرید پول را کاهش می دهد و هر چه پول ما بیشتر دست دیگران باشد به معنای کاهش هر چه بیشتر قدرت خرید پول کسب و کار ما است.

 

بین بازارها نچرخید!

یکی از مهمترین تبعات تورم، استرس افراد در مواجه با کاهش قدرت خرید پول و اصطلاحا عقب نماندن از تورم است. این موضوع باعث می شود که افراد غیر حرفه ای در سرمایه گذاری، در اوج هر بازاری وارد شوند و چون هر اوجی فرودی هم دارد، علاوه بر ضرری که متحمل می شوند، از آن بازار خارج شوند و وارد بازار دیگری شوند و دومینوی شکست را تکرار کنند. کم نبودند کسانی که سرخورده از سقوط بازار سهام در سال 99، وارد دنیای رمزارزها در سال 1400 شدند و ضررهای فوق العاده سنگینی را متاسفانه متحمل شدند. این جا که جایش نیست اما اگر نگاهی به عملکرد بازارهای مختلف در تمامی چند دهه گذشته داشته باشید، یک نکته بیش از هر چیزی بدیهی است و آن اینکه همه بازارها حقشان را از تورم گرفته اند و آن چه باعث پیروزی و سعادتمندی می شود ورود و خروج های زیاد از این بازار به آن بازار نیست بلکه حضور مداوم است.

ملک، طلا، ارز، مواد اولیه کسب و کارهای مختلف، بورس و بازارهای مالی، همگی توانسته اند در این چند دهه از تورم پیشی بگیرند اما فقط با یک شرط؛ سرمایه گذاری در افق میان مدت و بلندمدت. پس لطفا علاوه بر اینکه سرمایه گذاری متنوعی از انواع دارایی ها برای خودتان ایجاد می کنید، بلندمدت نگاه کنید و در بازار بمانید، خاکش را بخورید و در نهایت از سودهای جذاب در بازه های زمانی میان و بلندمدت استفاده کنید. چرخیدن بین بازارها ته مانده پولها را هم نابود خواهد کرد.

مطلب پیشنهادی

توهم کنترل و صرف بیهوده زمان و پول

واقعیت این است که  اعتماد به نفس کاذب به راحتی راه را برای خطاها و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *